شيخ محمد امامى خونسارى

80

فلسفه و اسرار حج (فارسى)

داد در دربند دوم ايشان را نگه داشت ، و چون زارى و خوارى ايشان در آنجا به طول انجاميد به ايشان اجازهء انجام قربانىهاى خود را داد ، پس چون كثافات را از خود زائل نمودند و از گناهانى كه ميان آنها و خداوند سبحان حائل بود پاك شدند ، ايشان را براى زيارت با حالت پاكى و طهارت اجازه فرمود . به آن حضرت گفته شد : چرا در روزهاى تشريق « 1 » بر كسى كه در منى باشد روزه حرام است ؟ فرمود : براى اينكه آن مردم زيارت‌كنندگان خداوند هستند و ايشان ميهمان خدايند ، و براى ميزبان شايسته نيست ميهمانان او روزه دار باشند . به آن حضرت گفته شد : پس چسبيدن به پرده‌هاى كعبه چه معنى دارد ؟ فرمود : مانند كسى كه او را نزد ديگرى جنايت و گناهى است و به دامن پيراهن او مىچسبد و با او التماس و زارى مىكند و براى او فروتنى مىنمايد كه از گناهش بگذرد . در علل الشرايع و عيون الاخبار « 2 » تاليف شيخ صدوق از فضل

--> ( 1 ) . يازدهم و دوازدهم و سيزدهم ماه ذى الحجة . ( 2 ) . آنها دو كتاب هستند از دانشمند موثق بزرگ منزلت ، ماهر در شناسايىاخبار ، و نشردهنده آثار ائمه اطهار عليهم السلام ستون ملت و مذهب و دين ، بزرگ قميين و رئيس محدثين ، ابوجعفر محمد بن على بن الحسين بن موسى بن بابويه پدرش اهل قم و مادرش از ديلم و خودش مشهور به شيخ صدوق ، در سال سيصد و پنجاه و پنج وارد بغداد شد ، و بزرگان شيعه در احاديث اهل بيت از او بهره‌مند شدند ، و به سال سيصد و هشتاد و يك در رى وفات نمود خداوند او را رحمت كند و مرتبت او در دانش و عدالت و آگاهى و تندى خاطر و فقاهت و بسيارى تصنيف و حسن تأليف مشهورتر از آن است كه يادآورى شود . و از جمله كرامات آن جناب كه در حدود سال يك هزار و دويست و سى و هشت هجرى آشكار گشت ، اين كه در مرقد شريفش كه در عمارات شهر مخروبه رى واقع است ، به علت طغيان باران رخنه و شكافى حاصل شد ، و چون به قصد اصلاح آن موضع رخنه را كنجكاوى و بررسى نمودند ، به سردابه رسيدند كه مدفن شريفش در آنجا بود ، و هنگامى كه در آنجا وارد شدند كالبد شريفش را يافتند در حالى كه برهنه و نيكوروى و فربه و بدون ساتر و عورتش پنهان و بر ناخن‌هايش اثر حنا نمايان بود ، و در اطرافش تافته‌هايى از نخ‌هاى پوسيده كفن بر روى خاك قرار داشت ، پس اين خبر در شهر تهران شايع شد ، تا اينكه به گوش خاقان فتحعلى شاه قاجار رسيد ، و خودش براى تحقيق و رسيدگى اين مطلب حاضر شد ، و پس از اينكه بزرگان و امناى دولت داخل شدن خود پادشاه را در آن سردابه به مصلحت نديدند جماعتى از دانشمندان و اعيان تهران را به آنجا فرستاد تا اينكه از بسيارى كسانى كه وارد شدند و خبر آوردند موضوع به مرحله قطع و يقين رسيد ، و به بستن آن شكاف و تعمير آن بقعه به نيكوترين صورتى فرمان داد .